محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

684

مخزن الأدوية ( ط . ج )

افعال و خواص آن : در كمال قوّت قبض و تجفيف و لطيف‌تر از كندر و جهت نفث الدم و نزف الدم و منع سيلان مواد اعضا و تقويت معده و رافع قرحه امعا و احتقان بدان نيز جهت قرحه امعا و ضماد آن بر شكم حابس اسهال و كشنده كرم معده و با زفت جهت شكاف عضل . * القروح و الجروح * منقى قروح و مجفف و مندمل كننده آنها و جالى آثار به قوّت . مقدار شربت آن : دو ثلث آن دو ثلث درم و اكثار آن مضر و مضار اين نيز مانند مضار كندر است و دقاق كندر نيز خشك‌تر و لطيف‌تر از كندر و بهترين آن خالص نرم سوده آنست . افعال و خواص آن : مفتح و جالى و در افعال ضعيف‌تر از قشار آن مگر در الزاق و تغريه و دخان كندر كه دوده آن باشد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و مسكن اوجاع چشم گرم و قاطع سيلان رطوبات از آن و منقى قروح آن و روياننده گوشت در آن و سرطان آن را نافع است و جوارش و دخان و سفوف و معجون آن در قرابادين كبير مذكور شد . كندرى به ضم كاف و سكون نون و ضم دال و كسر راى مهملتين و ياى نسبت . ماهيت آن : نباتى است شبيه به نبات زردك و رازيانه و برگ آن از آن عريض‌تر و بوى آن مانند كندر . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و در آخر آن خشك . افعال و خواص آن : مدر و محلل و منضج و در اكثر افعال قايم مقام كندر است . كندس به ضم كاف و سكون نون و ضم دال و سين مهمله و به شين معجمه نيز آمده . به فارسى بيخ گازران و كندشه نيز نامند . ماهيت آن : بيخ نباتى است شبيه به كنگر برگ آن مايل به سبزى و سفيدى و در شام لباس پشمى را با آن مىشويند و ظاهر بيخ آن مايل به سياهى و باطن آن مايل به زردى و تندبوى و در سرطان مىرسد و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و مستعمل عروق آنست . بهترين آن تازه تندبوى با اوصاف مذكوره است . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك و با قوّت سميت . افعال و خواص آن : معطس قوى و محرق خون و بلغم و قالع آن و مخرج مره سودا . * اعضاء الرأس * سعوط آن به قدر يك عدس با روغن بنفشه مفتح سده مصفات و محلل رياح خياشيم و اخلاط غليظه و مخرج آنها به عطسه و تحريك آنها و رافع بيحسى و خدر و فالج و لقوه و امثال اينها و بيهوشى مصروع و مسكوت و نيز رافع خشم و بدبويى بينى و صاف كننده آواز و باعث حدت بصر و رفع شبكورى سعوطاً و قطوراً با روغن بنفشه و داخل شيافات علل عين مىنمايند و قطور جوشانيده آن با روغن بنفشه و يا ادهان مناسبه ديگر در گوش جالى اوساخ و منقى آنها و رافع اوجاع بارده و دوى و طنين و گرمى و رياح حادث از برودت و رطوبت و كشتن كرم آن و بالجمله سعوط و عطوس و قطور آن جهت اكثر امراض بارده رطبه دماغيه نافع اما بايد كه بعد از تنقيه بدن و در فصل سرما و يا قريب بدان استعمال نمايند و اجتناب نمايند از استعمال آن در حين امتلاى تام و فصول حاره و بلدان حاره و محرور المزاجان و اطفال و پيران بسيار ضعيف و بسا است كه عطسه بسيارى آورد و خودبخود تسكين نمىيابد . تدبير آن استنشاق روغن بنفشه و تر نمودن به سركه و گلاب با يخ و يا برف سرد كرده است . * اعضاء الصدر * قى كردن با آن جهت عسر نفس و ربو . * اعضاء النفض * آشاميدن آن به قدر يك دانگ با شير تازه دوشيده و روغن كنجد مقى قوى و مسهل و محلل صلابت طحال و مدر بول و حيض و مخرج جنين و حمول آن نيز با عسل جهت اخراج جنين ميت مجرب و رد تفتيت حصات قوى الاثر و مسخن احشا و با بيخ كبر و جاوشير جهت تنقيه سودا و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه و آشاميدن و ضماد آن جهت استسقا و يرقان و طحال . * الزينه * ضماد آن با عسل جالى كلف و بهق و برص خصوصاً اسود آن و ضماد آن با هم وزن آن زرنيخ و روغن زيتون جهت رويانيدن موى داء الثعلب و داء الحيه . * الاورام و البثور * طلاى آن با سركه و عسل جهت جرب و حكه و قوبا و جوشانيده آن با سركه و قدرى روغن گل نيز جهت خارش . * المفاصل * آشاميدن و طلا كردن آن جهت اوجاع مفاصل و عرق النساء و مضر ريه و مورث كرب و غشى ، مصلح آن كثيرا و شير تازه دوشيده . مقدار شربت آن : جهت قى كردن از يك دانگ تا دو دانگ با شير تازه دوشيده جهت سپرز و يرقان و امثال آن از يك دانگ تا پنج قيراط و اولى اجتناب از آشاميدن آنست خصوصاً محرور المزاجان و در فصل گرما و دو درم آن كشنده در حال به عروض خناق و لهيب و تشنگى مفرط و اختلال عقل و درد شكم و تقطيع امعا و مداواى آن قى فرمودن به شير و روغن و حقنه قويه كه در آن شحم حنظل باشد و آشاميدن روغن گاو بسيار و اگر تشنج عارض گردد معالجه تشنج يابس نمايند و بعضى گفته‌اند علاج پذير نيست خصوصاً وقتى كه اختلال عقل و وجع شديد در معده به هم رسد . كنگرزد به فتح كاف و سكون نون و فتح كاف و سكون راى مهمله و كسر